تـــــــــنم.پیراهــــنـم.
آغوشــم.لبهایم.
نفسهایم!
؛
پُر از عطر ِ نفسهای توست
!
_چطور می توانم
هر لحظه بهانه ات را نگیرم!؟
تنهایی یعنی.
همین نامه هایی که هر
"مــــــاه"برایت می فرستم؛
و
جوابهایی که هیچوقت نمیآیند.
ــــــ دلم می خواست
وقتی برمی گردی,
ـــ شـعـرهـایم را
برایت بخوانم!
اما..
شعرهایم
همان روز ِ رفتَنَت..
مُردند!
بیا دوباره
عاشقی کنیم!
من برایت ساز می زنم؛
تو برایم آواز بخوان..
من برایت شعر می شوم.
تــو مـرا با عشق بـــخوان!