
"مـا
دو نفر بودیـم؛
"مــــا
یک نفر شدیـم,
مــــــــــــــا..

من آن
نیمه شبی را
که مثل ِ دم ِ ظهر ِ
!!
برایمان روشن و گرم
است؛
فراموش نخواهم
کرد..

تا همیشه منتظرت
می مانم..
هفته ها،
مـاه ها،
سالها،
سـاالها،
سـال هـا،
تو
فقط بگو که
آخرش می آیی..
حالا آخرش هر کجا
که می خواهـد باشد؛
قرار شد,
از این به بعد
من شبـها"فــقــط"
بـالای سـرت بـنشینم و
قصــه بگویم تا خوابد بــِـبـرد!,

ِنبض ِ گیســوانم
برای
تــــو
مــــــــــی زند
،،!