عصابم؛روانم.
وجودم.
هنگ ِ هنگ ِ!
لعنتی
تو
چرا اینقدر
دوست داشتنی
هستی؟!

+  ۱۳۹۱/۰۶/۳۱    [الــف] 

هـــــــی
لعنتی ِ
دوست داشتنی ِ من؛
این نفس ها,
که می آیند؛
که می روند..
فقط به هوای توست؛
به هوای اینکه
شاید
قصه ی منوتو آخرش
فرق داشته باشد!
با بعضی __ها
و
بشویم"ما"
Ax

+  ۱۳۹۱/۰۶/۲۸    [الــف] 

چشمهای خمارت؛
به صد جام ِ شراب می ارزد.
مستم می کند,مـسـت..

+  ۱۳۹۱/۰۶/۲۸    [الــف] 

من،
روزها را نمی خواهم..
این هوا که روشن می شود
فقط انتظار ِ این را می کِشم
که زودتر  خدا خورشید را خاموش کند؛
به شب نزدیک شوم..
به تو
به آغوشت،
-من شب را دوست دارم
مــــــن تو را دوست دارم.
من آغوشت را دوست دارم..
من این تویی را دوست دارم
که مرد بودن را می دانی
مردانه زندگی می کنی..
من می خواهم
سر به تن ِ کسی نباشد
که به تو لحظه ای توهین کند!
فقط تو را می خواهم
چون خودت هستی؛
خود ِ خودت.

+  ۱۳۹۱/۰۶/۲۶    [الــف] 

من از دستت بدهم؛
از دست می روم!.
Ax

+  ۱۳۹۱/۰۶/۲۵    [الــف]