منظره ی زیبایی نبود
اما چشمان به هم دوخته ی ما
منظره ی رویایی و خاطره سازی
را بر ما رقم زد.
نیمکتی که رو به ریل قطار بود. ب...
+  ۱۳۸۹/۰۹/۳۰    [الــف] 

سینه ام آتشکده ی متروکی هست
که فقط به شوق عبادت تو
همچنان گرم مانده
سری به دل بزن.بهزاد
+  ۱۳۸۹/۰۹/۲۶    [الــف] 

دیروز
ما زندگی را
به بازی گرفتیم
امروز ، او
ما را ...
فردا ؟     امین پور

+  ۱۳۸۹/۰۹/۲۶    [الــف] 

کاش احساس نیاز بودنت؛
چون وجودت از وجودم دور بود.

+  ۱۳۸۹/۰۹/۲۱    [الــف] 

برایت
دلتنگی عصر پاییز را می فرستم
مثل کلاغ های دم غروب
هیچ جا نیستم
فقط گاهی
یکی از پرهایم می افتد.

+  ۱۳۸۹/۰۹/۱۸    [الــف]